ماه خدا

گلکم
چون ماه رمضان تو تابستان بود ما اردکان بودیم
و برای بار اول امسال تابستون تو اردکان خونه جدا گرفتیم. یعنی رفتیم خونه نناجی.چون خالی بود و اثاث هم داشت. دیگه اجاره هم ندادیم..gif)
تو ماه رمضون هوا خیلی گرم بود
و برای روزه دارا خیلی سخت. ولی من بخاطر اینکه شما هنوز شیر میخوری روزه نمی گرفتم.
و اما بگم از مهمونیا.... شما که خیلی بهت خوش میگذشت.![]()
اولین مهمونی خونه عمو سیدمحمود بودیم
بیست و سوم تیر یا به قمری میشه پنجم ماه رمضون.![]()
هشتم ماه ما مهمونی دادیم.
انشاالله که به همه خوش گذشته باشه.![]()
یازدهم ماه ما خونه خاله مریم دعوت بودیم.من از ظهر رفتم اونجا و شما بعد از افطار همراه باباجون اومدی..
پانزدهم ماه مادرجون کل طایفه رو دعوت کرده بود خونش.
و خودش هم غذاشو درست کرد..gif)
هجدهم ماه رمضون که میشد پنجم مرداد خونه مادر جون بودیم
و آقا جون مهمونی مردانه داشت.شما همون روز واکسن زده بودی و خیلی بداخلاق بودی
بعدا در مورد واکسن زدنت برات مینویسم.
نوزدهم ماه خونه عمو سیدابوالفضل دعوت بودیم.
اونا هم امسال خونه جدا گرفته بودن.رفته بودن خونه قبلی مادرجون اینا.![]()
بیستم ماه ما خاله ها و مامان جون اینا و ماماجیا رو دعوت کردیم.
بیست و یکم ماه خونه ننه حاجی معصومه همه دعوت بودیم.
بیست و سوم ماه عمه فاطمه و عمه بتول و عمو سیدعلی همه رو افطاری دعوت کردن تالار..![]()
بیست و پنجم ماه رمضون خونه خاله طاهره دعوت بودیم..
بیست و ششم ماه خونه عمه صدیقه همه دعوت بودیم![]()
و آخرین مهمونی خاله ها و دایی اینا خونه مادرجون دعوت بودن.![]()
چندتا عکس از موقعی که خونه ما مهمونی بود
عمو پس من چی؟؟؟![]()

ایول عمو جون... ![]()

به به تعارف نکنید هر کی دیگه هم میخواد بیاد
![]()

ماشاالله... تعارف اومد نیومد داره


آقا جون که به علت عقد داشتن خیلی دیر اومد.. نوش جان






ماه خدا
